بانو

بانو
پاییز که شد
دستهای خسته ات را در جیبت پنهان کن؛
و به دور از باید ها و آمدن ها؛
نبودن ها و رفتن ها؛
فارغ از تمام لحظه های بی شائبه ی روزگار غریب ات؛
برای خودت؛ خاطره ای بساز!
بانو...
پاییز که شد،
اولین باران پاییزی که روی موهای ابریشمی ات بارید،
و خش خش برگهای خسته ی پاییزی را زیر پاهایت لمس کردی!
خودت را بغل کن و به زیر آسمان ابری ات ببر!
این پاییز را برای خودت خاطره ای انفرادی بساز.

بانو پاییز که شد  دستهای خسته ات را در جیبت پنهان