ملاصدرا می گوید :

خداوند بينهايت است و لامكان و بي زمان

اما به قدر فهم تو كوچك مي‌شود
و به قدر نياز تو فرود می‌آيد،

و به قدر آرزوی تو گسترده ميشود
و به قدر ايمان تو كارگشا ميشود

و به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك ميشود
و به قدر دل اميدواران گرم ميشود.

پدر میشود يتيمان را
برادر ميشود محتاجانِ برادری را
طفل ميشود عقيمان را
اميد م‌شود نااميدان را
راه ميشود گم‌گشتگان را

خداوند همه چيز ميشود
به شرط طهارت روح

بشوييد قلب‌هايتان را از هر احساس ناروا
و زبان‌هايتان را از هر گفتار ِناپاك
و بپرهيزيد از ناجوانمردی‌ها
ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!

چنين كنيد تا ببينيد كه خداوند،

چگونه بر سفره‌ی شما، با كاسه‌ یی خوراك و تكه‌ای نان مينشيند
و بر بند تاب، با كودكانتان تاب ميخورد،
و در دكان شما كفه‌های ترازويتان را ميزان ميكند
و در كوچه‌هاي خلوت شب با شما آواز ميخواند

مگر از زندگي چه مي‌خواهيد
كه در خدایی خدا يافت نمي‌شود؟
كه در عشق يافت نميشود، كه به نفرت پناه ميبريد؟

ملاصدرا می گوید  خداوند بينهايت است و لامكان و بي