"یلدا" می رسد تا با نفس های زمستانی و سردش، آدم ها را برای گرم شدن، به هم نزدیک کند، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند و چه می‌چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ، در شبی سرد و برفی، وقتی عزیزترین های زندگی‌ات کنارت نشسته اند و با تماشا و هم‌صحبتی‌شان، عشق می‌کنی...
وقتی با یک دقیقه زمانِ اضافه؛ یک عمر خاطره‌ی خوب برای روزهای دلگیری ات پس انداز می‌کنی و هرکجا که تنها و بی پناه شدی، یادت می‌افتد؛ تو کسانی را داری که به اندازه ی تمامِ دانه های برف، برایت آرزوهای خوب دارند، و دلگرم می شوی به حمایتِ آنهایی که دورند و از هرچه نزدیک است، به تو نزدیک تر...
یلدا یعنی؛ آدم ها برای سلامتِ نفس و جانشان و برای زنده ماندن؛ "عشق" می خواهند، و شاید ناب ترین حالتِ عاشقی، از سمتِ کسانی باشد که کنارشان قد کشیده ای و جزءِ لاینفکِ بهترین خاطراتِ تواند. همان ها که با گرمیِ حضورشان، جهان را جای بهتری می کنند برای زیستن...
یلدا یعنی؛ قدرِ با هم بودن ها را بدانیم، که بیشتر کنارِ هم باشیم، که حواسمان به ناب ترین های زندگی‌مان باشد!
ای کاش هیچ خانه ای خالی از عشق نباشد و آدم های خوب، هرکجا که هستند و هرکجا که می روند؛ شاد و خوشبخت باشند، که شاد بودن، حقِ هر آدمی و گرم ماندن، حقِ هر خانه ایست!

#نرگس_صرافیان_طوفان #شب_یلدا #شب_چله

یلدا می رسد تا با نفس های زمستانی و سردش، آدم ها