بالای صفحه
گزینه ها
پنهان
پنهان
نشان دار
نشان دار
گزارش
پنج‌شنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۸, ۴:۳۰:۵۱
مثنوی معنوی - دفتر 1

مولوی - مثنوی معنوی - دفتر اول - بخش 120 - مرد زان گفتن پیشمان شد چنان

مولوی - مثنوی معنوی - دفتر اول - بخش 120 - مرد زان گفتن پیشمان شد چنان

مرد زان گفتن پیشمان شد چنان

کز عوانی ساعت مردن عوان

گفت خصم جان جان چون آمدم

بر سر جان من لگدها چون زدم

چون قضا آید فرو پوشد بصر

تا نداند عقل ما پا را ز سر

چون قضا بگذشت خود را می‌خورد

پرده بدریده گریبان می‌درد

مرد گفت ای زن پیشمان می‌شوم

گر بدم کافر مسلمان می‌شوم

من گنه‌کار توم رحمی بکن

بر مکن یکبارگیم از بیخ و بن

کافر پیر ار پشیمان می‌شود

چونک عذر آرد مسلمان می‌شود

حضرت پر رحمتست و پر کرم

عاشق او هم وجود و هم عدم

کفر و ایمان عاشق آن کبریا

مس و نقره بندهٔ آن کیمیا

0

تلگرام
گوگل پلاس

11

0

ارسال نظر

پست قبلی
پست بعدی

گیتی شو

انجمن جدید پست جدید

گیتی شو

انجمن جدید

ورود

ثبت نام