انجمن مثنوی معنوی - دفتر پنجم

/g/masnavi_manavi_5

مثنوی معنوی - دفتر پنجم

اعضای انجمن: 7 نفر

تازه ها

1 سال

حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود - یک حکایت بشنو اینجا ای پسر - مولوی - مثنوی معنوی - دفتر ششم - بخش 80

1 سال

در آمدن ضریر در خانهٔ مصطفی علیه‌السلام و گریختن عایشه رضی الله عنها از پیش ضریر و گفتن رسول علیه‌السلام کی چه می‌گریزی او ترا نمی‌بیند و جواب دادن عایشه رضی الله عنها رسول را صلی الله علیه و سلم - اندر آمد پیش پیغامبر ضریر - مولوی - مثنوی معنوی - دفتر ششم - بخش 19

1 سال

مجرم دانستن ایاز خود را درین شفاعت‌گری و عذر این جرم خواستن و در آن عذرگویی خود را مجرم دانستن و این شکستگی از شناخت و عظمت شاه خیزد کی انا اعلمکم بالله و اخشیکم لله و قال الله تعالی انما یخشی الله من عباده العلما - من کی آرم رحم خلم آلود را - مولوی - مثنوی معنوی - دفتر پنجم - بخش 178

1 سال

تفسیر گفتن ساحران فرعون را در وقت سیاست با او کی لا ضیر انا الی ربنا منقلبون - نعرهٔ لا ضیر بشنید آسمان - مولوی - مثنوی معنوی - دفتر پنجم - بخش 177

1 سال

قصد شاه به کشتن امرا و شفاعت کردن ایاز پیش تخت سلطان کی ای شاه عالم العفو اولی - پس ایاز مهرافزا بر جهید - مولوی - مثنوی معنوی - دفتر پنجم - بخش 176

1 سال

تشنیع زدن امرا بر ایاز کی چرا شکستش و جواب دادن ایاز ایشان را - گفت ایاز ای مهتران نامور - مولوی - مثنوی معنوی - دفتر پنجم - بخش 175

1 سال

رسیدن گوهر از دست به دست آخر دور به ایاز و کیاست ایاز و مقلد ناشدن او ایشان را و مغرور ناشدن او به گال و مال دادن شاه و خلعتها و جامگیها افزون کردن و مدح عقل مخطان کردن به مکر و امتحان که کی روا باشد مقلد را مسلمان داشتن مسلمان باشد اما نادر باشد کی مقلد ازین امتحانها به سلامت بیرون آید کی ثبات بینایان ندارد الا من عصم الله زیرا حق یکیست و آن را ضد بسیار غلط‌افکن و مشابه حق مقلد چون آن ضد را نشناسد از آن رو حق را نشناخته باشد اما حق با آن ناشناخت او چو او را به عنایت نگاه دارد آن ناشناخت او را زیان ندارد - ای ایاز اکنون نگویی کین گهر - مولوی - مثنوی معنوی - دفتر پنجم - بخش 174

1 سال

دادن شاه گوهر را میان دیوان و مجمع به دست وزیر کی این چند ارزد و مبالغه کردن وزیر در قیمت او و فرمودن شاه او را کی اکنون این را بشکن و گفت وزیر کی این را چون بشکنم الی آخر القصه - شاه روزی جانب دیوان شتافت - مولوی - مثنوی معنوی - دفتر پنجم - بخش 173

1 سال

بیان آنک نحن قسمنا کی یکی را شهوت و قوت خران دهد و یکی را کیاست و قوت انبیا و فرشتگان بخشد سر ز هوا تافتن از سروریست ترک هوا قوت پیغامبریست تخمهایی کی شهوتی نبود بر آن جز قیامتی نبود - گر بدش سستی نری خران - مولوی - مثنوی معنوی - دفتر پنجم - بخش 172

1 سال

عزم کردن شاه چون واقف شد بر آن خیانت کی بپوشاند و عفو کند و او را به او دهد و دانست کی آن فتنه جزای او بود و قصد او بود و ظلم او بر صاحب موصل کی و من اساء فعلیها و ان ربک لبالمرصاد و ترسیدن کی اگر انتقام کشد آن انتقام هم بر سر او آید چنانک این ظلم و طمع بر سرش آمد - شاه با خود آمد استغفار کرد - مولوی - مثنوی معنوی - دفتر پنجم - بخش 171
انجمن مثنوی معنوی - دفتر پنجم

/g/masnavi_manavi_5

مثنوی معنوی - دفتر پنجم

اعضای انجمن: 7 نفر

ورود

ثبت نام

گیتی شو

گیتی شو